تجربه ها و خاطرات من

دو شنبه 21 اسفند 1391
ن : کامی

به حرف خودت بها بده

به نام خداوند

وقتی آدم حرف میزنه یعنی یک تکه از وجودش رو خرج میکنه یک نمونه از ذات درونیش رو به نمایش درمیاره . پس الکی حرف نزنین و وقتی حرف زدین روش وایستین حتی اگه به ضررت باشه این کار 2 فایده داره

1- کم کم یاد میگیری رو حرفات فکر کنی بعد بگی چون اگه همینجوری حرف بزنی خودتو به دردسر بندازی پس خوذکار موظب حرف زدنت میشی

2- این کار اردتو زیاد میکنه . ( من یه بار گفتم از 13 روز به عید مونده به دانشگاه نمیام و نرفتم ولی بچه ها رفتن ظاهرا من ضرر کردم ولی من میگم که نفع کردم چون به خودم ثابت کردم که حرفم ارزش داره . حرف من برای خودم حجته )

3- قابل اطمینان میشی. همه روی حرفت و در نتیجه روی تو حساب میکنن.

هیچ وقت هیچ موقع خودتون رو رها نکنید چون نابود میشین همیشه همه ی رفتارها و کارهاتون رو با مقیاس های معینی اندازه بگیرین. حرف زدن خیلی مهمه چون همه ی ارزش شما رو تعین میکنه . الان کسایی تو جامعه موفقن که درست حرف زدن رو بلدن. بذارین یه چیز بگم ، درست حرف زدن یه چیزه و حرف درست زدن یه چیز دیگه الان با این شراط، درست حرف زدن به صلاحه جووناست .

خاطره-حرف دل جوون 20 ساله

:: برچسب‌ها: کم حرفی, سنجیده سخن گفتن,


یک شنبه 20 اسفند 1391
ن : کامی

آدمايي با دنيايي به اندازه ي كتاب و تلوزيون و كامپيوتر

به نام انكه هست حتي اگر از او نخواهيم كه باشد مي بخشد حتي اگر از او نخواهيم كه ببخشد قدرداني نمي كنيم از او ، حتي اگر بدانيم كه هرچه داريم از اوست.

شايد اين پستي رو كه مينويسم درد خيلي ار بچه هاي هم نسلي من و بعد از من هست. ماهايي كه زندگيمون خلاصه شده توي كتاب و تلوزيون و فيلم و بازي رايانه اي مخصوصا اگه توي خانواده ي پرجمعيت فرزند اخر باشي. وقتي تو موقعيت هايي كه قرار ميگيري نمي دوني چطور برخورد كني وقتي با كسايي روبرو ميشي كه اون افكار كليشه اي كمكي براي نحوه ي برخورد با اونا نميكنه  شايد بدترين لحظات توي عمر يك انسان ميتونه باشه ولي ميخوام يه ديدي بهتون بدم كه راحت تر با اين موقعيت ها برخورد كنيد.

1-ابتدا بايد بدونيد سن شما كه از 20 زد بالا ديگه با نسخه هاي راحت طلبي قبل نميشه زندگي كرد و بايد بيشتر كار كنيد منظورم اينه كه تو رشته ي مورد نظرتون كار كنيد و بريد جلو پس بعد از 20 بايد 70درصد وقت كار باشه و تو زندگيتون تجديد نظر حسابي بكنيد.

2-زندگي رو  جايي براي يادگرفتن چيزهاي جديد ببينيد پس وقتي با موقعت هاي جديد و انسان هاي عجيب و بد رفتار برخورد كرديد خوشحال باشيد كه ميتونيد نحوه ي برخورد با اين موقعيت هارو ياد بگيريد به خودتون عقلتون و باورتون اعتقاد داشته باشين اينكه ديگران راجبه رفتارتون چي فكر ميكنند رو رها كنيد به جهنم كه ديگران وقتي به من نگاه مي كنن چي فكر ميكنن مهم اينه كه من همه ي سعيم رو در راستاي خوب بودن با معيارهاي عقلي و اعتقادي خودم انجام ميدم.

3-ورزش رو فراموش نكنيد ورزش احساسا سلامتي و قدرت به انسان ميده و اراده رو محكم ميكنه.

4-فيلم آشغالي ها رو از كشوي كامپيوترتون بندازيد بيرون (من اين كار رو كردم) فيلم اشغالي هاي تلوزيون رو هم بذارين 40  درصد بيكار جامعه نگاه كنن شما قراره بهترين انسان توي خاندان و شهرتون باشين.

5-اعتقادات مذهبي خودتون رو فراموش نكنيد هميشه شما نياز به معيارهايي دارين كه باهاشون تو زندگي تصميم گيري كنيد .

6- درباره ي تعين هدف و برنامه ريزي هم كه اينترنت تا خرخره پر از مطلبه

خاطره-حرف دل جوون 20 ساله

:: برچسب‌ها: تر ك تنبلي,


شنبه 12 اسفند 1391
ن : کامی

دین یا علم بدون دین؟

به نام زیبا ترین و ماندگارترین معشوق. معشوقی که همه ی ما خواستار این هستیم که همه ی زندگیمان را در راه او از کف بدهیم . من گاهی فکر می کدم چه خوب بود ما اختیارمان فقط در دست خدا بود یعنی دست خود خدا بود نه اینکه یک سری افعال را خدایی تشخیص دهیم و با انجام دادن آن ها بارسنگین مسیولیت کار خود را به دوش خداوند بیندازیم که بسیار کار آرامش بخشی است ولی افسوس که خدا می خواهد انسان ها را همان هارا که برترین مخلوقاتش نامید را غربال کند و دانه درشت ها را برای خود بردارد به همین ترتیب در یک عرصه ای به نام دنیا همه ی تجهیزات را در اختیار ما قرار داد و خود به تماشای ما نشست و داورانی تیزهوش و دقیق را بر هر کدام ما برگمارد و یا می گویند که ما جوهره ای داریم حقیقتی داریم که هر عملی که انجام می دهیم بر آن اثر می گذارد و سر اخر طبق اعمالمان، درباره ی ما قضاوت خواهند کرد .

اکنون که دور ، دور ماست چه باید بکنیم ؟ دین یا علم بشر بدون دین؟ هر کدام از اینها نتایجی به همراه دارد ولی با این تفاوت که بنیانگذار دین یعنی محمد مصطفی با خداوند رابطه داشته و پشتوانه ی محکمی برای دین به شمار می رود و بعد از قرن ها محمد نامی مقدس و کلامش ، کلام خداست و این به روشنی روز است مگر اینکه چشمانمان را ببندیم و منکر نور شویم . از آن طرف بشر بدون دین به نتایج فوق العاده ای دست یافته ولی هنوز هم نتوانسته به صورت همه جانبه درد های انسان را درمان کند. اما دین ناب محمدی بارها از امتحان خارج شده است من خود بسیار مومن آل محمد را دوست دارم چقدر از بودن کنار ان ها لذت می برم چون هنوز مومن به تمام معنا ندیده ام ولی خوشبختانه الگوهای معصوم برای ما نقش چراغ را بازی می کنند که البته روایات جعل شده ، تاثیر گرفتن و تغییر کردن دین در طول تاریخ آفاتی هست که ما را تهدید می کند . اما آرامش دلچسبی که دین با بصیرت چشم به انسان می دهد بارها بهتر از آرامشی است که روانشناسی مدرن با بستن چشم به انسان می دهد.

به عنوان تذکر عرض کنم که درمانگری های روانی علم قابل ستایش است با این که تجربی و ناقص و غیر قابل اعتماد است ولی باز هم قابل ستایش است طوری که اکنون بدون مدد گرفتن از آن ها زندگی دشواری خواهیم داشت ولی منظور من این بود که انسانی بخواهد بدون اتکا به دین و با تکیه به علم بشری شخصیت خویش را بسازد اشتباه محض است.

خاطره-حرف دل جوون 20 ساله


شنبه 12 اسفند 1391
ن : کامی

نظرات نیچه درباره ی بازیگری

 

به نام خدا

توجه داشته باشید این کتاب در سال 1876 نوشه شده است .

آنچه بیش از هرچیز ذهن مرا به خود مشغول می کرد موضوع بازیگر بود بارها از خود پرسیده ام آیا بازیگری بهترین نقطه ی حرکت برای بررسی مفهوم خطرناک "هنرمند" نیست؟ دروغ و تصنعی در جلوه ی صداقت ، لذت درونی تظاهر کردن، لذتی چنان سرریز و فوران کننده که گاه آن چرا که "شخصیت" نامیده می شود ، عقب می راند ، سیراب می کند و گاه خاموش می کند . تمایل شدید باطنی درنقش ، در پس نقاب و ظاهر ذوب می شود و لبریز از توان تقلید هر نقش ، دیگر نمی تواند خود را از خدمت تنگاتنگ و بهره دهی آنی ارضا کند : این است کاری که فقط بازیگر انجام میدهد؟ بی تردید چنین غریزه هایی در خانواده های عامی و سطح پایین جامعه آسانتر رشد کرده است ، خانواده هایی که برای حفظ بقای خویش مجبور بودند به هر بندگی و اطاعتی تن دهند و با هر وضع تازه ای کنار آیند. با هر موقعیتی بسازند ، همیشه خود را غیر از انچه هستند نشان دهند .اینان به تدریج عادت می کنند به اصطلاح لباس عوض کنند و به هر سازی برقصند ، درنتیجه در این قایم باشک بازی ها استاد می شوند و تقلید و ادا دراوردن در ان ها به صورت خصلت ثانوی آنان در می اید و سرانجام روزی این استعداد تقلید و ایفای نقش در اثر میراث به جا مانده از نسل های طولانی ، منجمد شده جنبه ی خصلتی مسلط ، نامعقول و غیر قابل کنترل به خود می گیرد و غریزه ای می شود که دیگر غرایز را هدایت می کند و بازیگر را به "هنرمند" در می آورد(هنرمند بیش از این ، همان مقلد ، مسخره ، لوده و دلقک و خدمتکار سنتی بود) چون این دلقک ها ، پیشقراولان هنرمندان و حتی نوابغ بوده اند.

در طبقات اجتماعی بالاتر نیز همین فشارها همین نوع شخصیت را بوجود می اورند و با این تفاوت که این یکی هنوز مقداری از غریزه ی لازم برای مهار غریزه ی بازیگری در خود را حفظ کرده است. و بالاخره زنان: بهتر است کمی هم به تاریخ انان فکر کنیم : ایا لازم نیست که ان ها ابتدا و قبل از هر چیز بازیگر باشند ؟ببیند پزشکانی را که این دختران دوست داشتنی هیبنوتیز کرده اند ، چه می گویند ، این خانم ها را دوست بدارید و بگذارید که شما را هیبنوتیز کنند ..... انوقت چه اتفاقی می افتد؟ در همان حالی که خود را تسلیم میکنند نقشی را هم بازی می کنند ، ..... زن چنین هنرمندی است..... .

خاطره-حرف دل جوون 20 ساله


چهار شنبه 2 اسفند 1391
ن : کامی

به نام خدا

وقتی دوستان قدیمی خود را در دانشگاه که اکنون در رشته ای دیگر تحصیل می کنند می بینم و پس از صحبت درباره ی وضع تحصیل و تعداد واحد های افتاده هامون ، بحث خود به خود به سمت داشتن دوست دختر می رود . از این رو پی بردم که دغدغه ی اکثر ما پسرهای جوان این است ، و تصمیم گرفتم در حد توان خویش این موضوع را باز و مورد بررسی قرار دهم و از شما خواهش می کنم نظرات خودتان را با ما در میان بگذارید.

ما در سنی هستیم که نیاز شدید غریزی به جنس مخالف احساس میکنیم و راه حل اسلام برای این موضوع ، ازدواج است اما در جامعه ی کنونی ما مخصوصا با این وضع اقتصاد ، ازدواج کردن برای ما جوانهایی که از داشتن پدر پولدار محرومیم و جزو استثناهایی نیستیم که با پشتکار زیاد در سن 21 سالگی پولدار میشن و یا در قرعه کشی بانک برنده میشن باید یک سیر طبیعی را طی کنیم که در حالت ایده آل در سن 28 سالگی می توان ازدواجی مناسب داشت ولی در بازه ی 18 تا 28 سالگی باید چگونه با نیاز جنسی سر کرد؟ راه حل غربی های مدرن ، روابط جنسی آزاد یا با دوست دخترها و یا در مراکز فاحشه خانه هاست. اما ما مسلمان ها بر حسب دینی که داریم نمی توانیم و نمی خواهیم از این راه های پر خطر و کثیف استفاده کنیم . راه حل فقیه های ما با در نظر گرفتن شرایط جامعه ، تکیه کردن به قسمتهایی از دین است که مومنان و جوانان را به عفت در عمل و نگاه دعوت می کند برای مثال سر به زیر بودن ، ورزش،نگاه نکردن به فیلم های مستهجن ، نخوردن غذاهای محرک و زیاد غذانخوردن، برنامه ریزی و اشتغال در تمام روز و از این قبیل راه ها. اما در واقعیت 80 درصد جوانان امروزی مسلمان به آن معنی که در کتب اسلامی نوشته شده است مسلمان نیستند .در واقع آن ها مسلمانی هستند که جامعه تربیت می کند.

 اکنون راه حلی که جوانان انتخاب کرده اند دوست دختر است دوباره عرض می کنم منظور بنده غالب جوانان جامعه هستند والبته کسانی هم هستند که با تکیه بر مبانی اسلام توانسته اند خود را کنترل کرده و با شرایط بسازند.

حال باید به پروسه ی "دوست دختر و دوست پسر" از دیدگاه دختران نگاه کنیم . ما در کلاس معارف اسلامی در این باره بحث می کردیم که من از صحبت های دخترخانم ها این گونه نتیجه گرفتم که به خاطر این که در اسلام ،حق انتخابی قوی برای دخترها جهت انتخاب شوهر وجود ندارد و احتمال انتخاب نشدن توسط آقاپسرها هم از سوی دیگر دخترهای جامعه ما را بدین سو می راند که برای ایجاد این حق انتخاب دست به رابطه هایی بزنند که خودشان بتوانند برای زندگی خویش تصمیم بگیرند البته از فشار جنسی که بر دختران هم می آید هم نباید بگذریم ولی این گونه به نظر می رسد که قصد دختران فقط قائل شدن حق انتخاب برای خویش است.

اکنون ما دسته ای پسر داریم که می خواهند بازه ی بیکاری و بی پولی خود و البته نیاز به جنس مخالف را پر کنند و دسته ای از دختران که می خواهند مرد دلخواه خود را انتخاب کنند.

اینجا باید متاسفانه اعتراف کنم که اکثر پسرهایی که در این رابطه ها هستند مایل به روابط نامشروع هستند و شاید پرده های نازک دین القاشده توسط جامعه یا عذاب وجدان  مانع بعضی از آنهاست .که من اینجا موضع خود را بدین افکار و اعمال اعلام می کنم که زنا زناست و عملی زشت و محکوم شده پس هر عملی که احتمال وقوع گناه را افزایش دهد محکوم است . و بدانید و مطمئن باشید هر عملی در این دنیا پاداش و عقابی دارد . پاکی و نجابت گوهری گرانبهاست که به دست آوردنش سخت ولی گواراست جهنم را با لحظاتی خوش گذرانی به جان نخرید.

نکته ای که باید اینجا ذکر کنم این است که بعضی ها می پندارند با یکم رابطه با دختر ها می توانند این نیاز را بر طرف کنند ولی این گونه نیست

خاطره-حرف دل جوون 20 ساله


چهار شنبه 2 اسفند 1391
ن : کامی

ذهن مهم تر است يا جسم؟

به نام خد

ادر یک کتابی متنی جالب دیدم که آن را یادداشت کردم و فکر می کنم چندین بار خواندن  آن خالی از لطف نباشد.

تصور کنید در منطقه ای جنایت خیز زندگی می کنید . کسی در خانه ی شما را می زند . زنجیر در را می بندید و لای در را باز و به بیرون نگاه می کنید افراد خطرناکی می بینید . بوی مشروبات الکلی و ماری جوانا را تشخیص می دهید و در دستانشان چاقو و چماق می بینید.

با چه سرعتی در را می بندید و جلوی ورود آنان را می گیرید؟

با همان دقتی که از جسم خود مراقبت می کنید ، باید از ذهن خویش هم محافظت کنید.

پزشک معروف به نام سوامی سیادا گفت:"اگر خود را با چاقوی تیز ببرید بهتر از آن است که بگذارید فکر اشتباهی وارد ذهنتان شود."     

خاطره-حرف دل جوون 20 ساله


چهار شنبه 2 اسفند 1391
ن : کامی

معامله با خدا

به نام خدا

خدایا روسیاهی یار همیشگی من ، مقابل توست

خدایا توبه می کنم از این همه بی شرمی و گناهکاری

این همه بار گناهانی که به دوش می کشم فقط به دست تو از من برطرف می شود

ای خدا بدون رودربایستی می گم : واقعا  خجالت می کشم روت نگاه کنم . بارها توبه کردم ولی باز گناه کردم. همه از خوبیات می گن که همه رو می بخشی ، می گن که تو دنبال بهانه ای که بنده هات رو ببخشی .

خدایا همه ی گناه های منو تا الان هرچی که کردم رو توی روز قیامت عذاب بده به جاش فقط یه درخواست ازت دارم  که از الان تا آخر عمرم رفیق و یارم باش و تنهام نذار، عشقم باش . هرکاری می کنم می بینم زدم به کاه دون ، فقط تو حقیقتی ، تا الان فکر می کردم نماز خوندن و عبادت کردن و دعا یه کاری هست که فقط تو آخرت به درد می خوره ، اما الان فهمیدم که تو میدونستی ما چقدر فراموشکاریم که زود تورو   و خوب بودن رو از یاد می بریم مشغول به یک سری چیزهای بی ارزش می شیم

خاطره-حرف دل جوون 20 ساله

:: برچسب‌ها: حرف دل, توبه, دلنوشته,



تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان جرف دل جوون 20 ساله و آدرس kami45.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.